على اكبر سعيدى سيرجانى
مقدمه 24
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى )
و ديگرى وابسته به حكومت . يكى از امتيازات ارجمند مجموعهء حاضر اين است كه منبع پرفيضى است براى محققان علوم اجتماعى و پژوهندگانى كه در كار شناخت روحيهء ملى ايرانيان دستى دارند ، چه ، در اين گزارشها به صراحت مىتوان به عكس العمل مردم پى برد در برابر اعمال حاكمانى كه سليقههاى مختلف دارند و روشها و اغراض گوناگون . شايد شما خوانندهء جوان از اين زمره باشيد و با مطالعهء دوران حكمرانى معتمد الدوله فرهاد ميرزا و مقايسهء آن با عهد حكومت معتمد الملك به نتيجهء نامنتظر و احيانا خطرناكى برسيد . مرحوم حاجى معتمد الدوله در تاريخ قاجار معروف است ، و چهرهء واقعيش هم از خلال اين گزارشها به روشنى هويدا است . مرد قاطعيت و صراحت و بىرحمى است . نه فقط با رعيت خشونتپيشه و قتال است و ده نفر ده نفر گچ مىگيرد و صد نفر صد نفر چوب مىزند ، كه در برابر طبقات ممتازهء اجتماع هم اهل مدارا نيست ، طلبهء صيغهگر را به رسوايى تنبيه مىكند واعظ منتقد را تودهنى مىزند و از او التزام سكوت مىگيرد - كار خطرناكى كه رقيقتر و ملايمترش حكومت ديگران را سرنگون مىسازد - زن سر برهنه را بخلاف شرع اقدس در ملاءعام گردش مىدهد ، با خارجيانى كه نور چشم شاه و دولتند در مىافتد ، و كجتابى مىكند و خواهش مختصرشان را نمىپذيرد ، ماركار صاحب را به جرم توهين به حمالى به بادناسزا مىگيرد ، و از اينها عجبتر و بالاتر با شاه مملكت - آن هم اعليحضرت قدر قدرتى چون ناصر الدين شاه - سر لجبازى دارد كه " اگر مىخواهيد من حاكم باشم از اين احكامات به من نفرماييد " ، مرد متنفذ ريشهدارى چون مشير الملك را به خوارى از سرزمين فارس مىكند و آوارهء دور جهان مىكند ، و حتى وساطت شاهزادهء مقتدرى چون فرمانفرما را نمىپذيرد كه : براى من صرفنظر كردن از حكومت فارس آسانتر است تا اينكه " اين مملكت بواسطهء رفتن مشير الملك به طهران بىنظم باشد " . و با مشاهدهء اين جباريها و آن خونخواريهايى كه پيش از اين اشارت رفت ، سؤال تازهاى در ذهنتان بجوشد كه مردى با چنين خصوصياتى چه دارد كه مردم فارس قساوتش را مغتنم مىشمارند و در مراسم عزل و بدرقهاش صميمانه عرض ارادت مىكنند ، و چند سال بعد در عزايش دسته و كتل راه مىاندازند و خاطرهاش را گرامى مىدارند . شايد طرز حكومت او را با فلان حكومتى مقايسه كنيد كه اهل ترحم است و از بستن و زدن و كشتن پرهيز دارد و در مقابل ، مردم هم برايش ترهاى خرد نمىكنند ، و گزارشگران مجموعهء حاضر هم مرتب از قول خلايق شرح بىعرضگيهايش را منعكس مىنمايند . و از اين مقايسه به يكى از دو نتيجه برسيد كه هر دو براى آيندهء اين سرزمين خطرناك است . يا نتيجهگيرى كنيد كه حاجى حاكم به فيض پاكى و